از جمهوری می گذریم ....
هوالمعاشق + بالاخره امتحان ها تمام شده اند. پروژه هایم هم تکمیل شده اند . فردا باید اخرین پروژه را تحویل بدهم . خسته ام . از همه ی شب بیداری ها تا 3 صبح و خوابهای 3-4 ساعته در روز چشم های پف کرده ای برایم مانده اند . ولی خب تمام شد . بگذریم . آدم که از زندگی مجازی اش دور می شود یک مدتی و دوباره بر میگردد احساس می کند که خیلی غریب است ، نا آشناست ، کسی را نمی شناسد و غریبگی خیلی بد است . + می آیم می نویسم . فعلا باید بخوانمتان هوالمعاشق + امتحان هایم تمام نشده اند ولی خوشحالم و باید که خوشحالی ام را فریاد می زدم اصغر فرهادی با جدایی نادر از سیمین برنده ی جایزه ی بزرگ گلدن گلوب شد . آمده ام بگویم : من به عنوان ایرانی بسیار خوشحالم . این اولین بار است که من ، به عنوان یک ایرانی خوشحالم . آنجا که مدونا گفت : " from iran " آنجا که اصغر فرهادی گفت : "مردمان ایران مردمانی عاشق صلح اند " توی این اوضاعی که خانه ی سینما را مرکز فساد و زن هایش را فاحشه می دانند . در روزگار عرض اندام شمقدری ها و سلحشورها مایه ی امیدواری بود . مایه ی التیام آدمهای ِ خسته از میهنی چون من بود . و مهم نیست رجا نیوز و فراستی ِ عرزشی ِ وابسته ی حکو*مت چه مزخرفاتی می گویند . اصغر فرهادی عزیز ممنونم که خنده را توی این غم بازار به ما هدیه دادی . مبارکت باشد . مبارک تو و پیمان معادی و لیلا حاتمی و همه ی آدمهای ِ جدایی نادر از سیمین باشد . + هوالمعاشق + دوستای خوبم . مهربونا . من حالم خوبه . امتحانا فقط وقت نذاشته واسم . امتحانا تموم شه میام پیشتون . بوس به همتون هوالمعاشق + دلم می خواست الان زن ِ میانسالی بودم ، فرزندانم بزرگ شده بودند ، همسرم مرد ِ میانسال ِ جا افتاده ای شده بود . بچه هایم درس می خواندند . پسرم جوان ِ بلند بالای ِ موقری بود ، دخترم خانومی زیبا و موقر . بعد من نگاهشان می کردم توی دلم قنج می رفت از نگاه کردنشان . بعد عصر ها که می شد با همسرم می نشستیم توی ِ تراس . چای می خوردیم . گاهی حرف می زدیم ، گاهی نگاه می کردیم و به روزهایی فکر می کردیم که رفته است. می رفتیم خرید خانه را می کردیم . شب ها کنار هم شام می خوردیم . آن وقت دیگر باید کم کم به فکر ازدواج بچه هایم می افتادم . چه آرامش شیرینی ... + آرزوهایم چقدر پیر شده اند .... + ببخشیدم . سرم خیلی شلوغ بود ، درس و امتحان و پروژه وقت نمی گذارد برایم یا من اسمه دواء و ذکره شفاء و طاعته غنیء ارحم من رأس ماله الرجاء و سلاحه البکاء رحم کن بر بنده ای که سرمایه اش امید به توست و سلاحش اشکهای ِ بی اختیارش . رحم کن یا ارحم الراحمین هوالمعاشق + دوستان عزیزم میشه یه خواهشی ازتون بکنم . تو این روزا واسه منم دعا کنید ، از لحاظ روحی و جسمی حال ِ مساعدی ندارم . واسم دعا کنید . بر می گردم + هوالمعاشق + سلام . نیامده ام بگویم از خودم و از عاشقی . که مدتی است روزه گرفته ام سکوت را . آمده ام بگویم خوبم ، حالم خوب است . حال ِ دلم ، حال عشقم همه خوبیم . و ممنونم از همه ی شمایی که دوست ترید از دوستان دنیای واقعی... هوالمعاشق + خوش به حال شازده کوچولو ... توی سیاره اش تنها بود . همه ی سیاره اش برای خودش بود . مجبور نبود به کسی توضیح بدهد چرا گل را دوست دارد . چرا نازش را می خرد . مجبور نبود همشیه بخندد . وقتی دلش می گرفت می توانست هر چقدر دلش خواست غروب آفتاب را نگاه کند بی آنکه کسی از او بپرسد : " چته ؟ " من دلم می خواد 43 بار غروب خورشید را ببینم . غروب پاییزی را ... + هوالمعاشق + با خودم گفتم : " الخیر فی ما وقع " هی گفتم و گفتم و گفتم ... + هوالمعاشق + برف می بارید . من توی دانشگاه بودم . و طبق معمول تاکسی ها دلشان نمی خواست مردم را توی باران و برف سوارکنند . اس ام اس داده بود و گفته بود هر وقت کلاسم تمام شد بگویم بیاید دنبالم . قرار شد دوستم را هم برساند . بعد غروب بود . ساعت شش و نیم بود به گمانم . آمد دنبالم . هوا تاریک بود . در ماشین را که باز کردم چشمهایش یک برق قشنگ داشت . یک کت پوشیده بود که به هیکل مردانه اش می نشست . توی آن نور ضعیف ، توی آن تاریک روشن هوا جذابیت ویژه ای پیدا کرده بود . آنقدر که اگر دوستم توی ماشین نبود حتما می بوسیدمش ، حتی توی خیابان ِ شلوغ ... + گاهی بعضی وقتها در ذهن آدم جاوادنه می شوند هوالمعاشق + من بسیار دوست دارمت تویی که این گونه به پای ِ ناراحتی های ِ من مشوش می شوی . من دوست دارمت .... + هوالمعاشق + عرفه بود . باران می بارید . من چتر نداشتم _من با چتر داشتن مشکل داشته ام از کودکی _ . جا نبود ، توی حیاط نشستم . ریز باران دعا را خواندم . من خیس شده بودم اما حالی ام نبود . تمام لباسهایم خیس بود و نمی فهمیدم سرما هست ، باران هست . حال ِ خوبی بود ... می گویند زیر باران دعا مستجاب تر است . و من دعا کردم برای دخترکان ِ عاشق این مجازسستان . برای شقایق عزیزم . برای لیلی ِ مهربانم . برای آواز ِ همیشه همراه . هر چند می دانم که آن قدر ها بنده ی قابلی نیستم ... +
